تبليغاتX
یک سکسولوژیست

یک سکسولوژیست

آنیما ، آنیموس و ما ایرانیان

 

 

 

مهدی اسدی خواننده ی آهنگ یالا

 

در تاریخ موسیقی ایران و جهان ، پیش از این نیز دیده شده که یک خواننده ، تنها و تنها با یک آهنگ - و یک آلبوم - به شهرتی فراوان دست یابند. این روزها اینترنت و نیز شبکه های ماهواره ای کمی تا قسمتی درون - برون میهنی ( همچون PMC  و ..... ) جایگاه تاخت و تاز جوانان ایرانی شده است.

در این همهمه و هیاهو ، موسیقی رپ پارسی جایگاه استوار و پایدار خود را به دست آورده است.

در میان خوانندگان رپ پارسی ، آنان که کوششی فراتر از پنج - شش آهنگ داشته اند ، موقعیتی تثبیت شده پیدا کرده اند که از آن جمله می توان به « هیچ کس » ، « ساسی مانکن - علیشمس » ، « رضایا - 2afm » ، « یاس » ، « زد بازی » ، « TM » و البته « فریناز » اشاره نمود.

 

مهدی اسدی ، سعید عرب ( خواننده ی آهنگ مهربونم ) و مهدی مقدم در ویدئو کلیپ مهربونم

 

 

در این روزگار پر شور و غوغای رپ پارسی ، دو خواننده و یک گروه تنها و تنها به واسطه ی « فقط یک آهنگ » شهرت و محبوبیتی شگفت انگیز از آن خویش ساخته اند:

« مهدی اسدی » با آهنگ شیدا کننده و شورانگیز  « یالا » ، « سعید عرب » با آهنگ پر طرفدار و داغ « مهربونم » و گروه « تی ام ( TM ) » با آهنگ شگفت انگیز و پر خاطرخواه « خانوم ببخشید ( : اگه می گی دوستم داری ، واقعن رژیم داری ، .... ، یک کم آب شه اون شیکم ! ) » .

در ستیز دو اندیشه ی رایج و شایع « لذت گریزی و لذت ستیزی ( ANHEDONISM ) » و « لذت گرایی - که گاه از سر تقابل ، عناد و افراط به وادی « لذت پرستی » نیز فرو می افتد - ( HEDONISM )  » ، شگفت انگیز نیست که آواهایی حتا یک دانگ یا دو دانگ ، با بهره گیری از موسیقی ای به روز ، شاد و شورانگیز ، چنین شهرت و محبوبیتی از آن خود نمایند. 

بگذریم که موهای جوگندمی رو به سفیدی جورج کلونی گونه ی « مهدی اسدی » که « سعید عرب » را نیز به تقلید واداشته است ، در شهرت و محبوبیت افسانه ای و چند ( نه یک ) شبه ی او نزد دختران جوان و نوجوان ایرانی نقشی فراوان داشته است !!

این روزها سه آهنگ  « یالا » ، « مهربونم » و « خانوم ببخشید ( نخور دیگه گز اصفهان ، کمر بشه مثل استکان ! ) » در اجتماع ایرانیان رپ پسند برون و درون میهن ، فرسنگ ها از آهنگ « دیوونه خونه ی » ساسی مانکن و اهنگ های انتقادی - اجتماعی پر مایه ی « هیچ کس » و  اجراهای اعتراض مدارانه و فریاد آمیز « فریناز » پیشی گرفته و به شهرت و محبوبیتی باورنکردنی و شگفت انگیز دست یافته اند.

امید من این است که در گذار از واحه ی « لذت ستیزی و لذت گریزی ( ANHEDONISM ) » به وادی افراط مدارانه و گرداب گونه ی « لذت پرستی » فرو نیفتیم و در « ایستگاه لذت گرایی ( HEDONISM ) » ایستاده و آرام گیریم.

افسوس که ما ایرانیان همواره یا از این سوی بام ( تفریط و کند روی ) فرو می افتیم و یا از آن سوی بام ( افراط و تند روی ). آنان نیز که همچون من کوشش در گام زدن بر میانه ی بام ( اعتدال و میانه روی ) دارند ، همیشه چوب دو سر نجس اند و رسوای سرزمین ریا !!! 

 

 

گروه تی ام ( TM ) در آهنگ « خانوم ببخشین ، چرا نشستین ؟ »

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 12:39  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 هیچ کس : پیشرو و بی همتا در پهنه ی رپ پارسی

 

شورش با دلیل

 

نگاهی به چیستی و چرایی جنبش رپ پارسی

 

دکتر بهنام اوحدی*

 

در میان ما ایرانیان دانش ستیز ، اندیشه گریز و کتاب نخوان ، دگرگونی های بزرگ اجتماعی و فرهنگی اغلب از شیوه های دیگری جز کتاب سرچشمه گرفته است؛ این در حالی ست که بیشترین ممیزی و سخت گیری درباره ی انتشار کتاب انجام می شود. و پس از آن ، درباره ی روزنامه ها و مجلات.

هر چند باید اذعان نمود که روزنامه ها و مجلات در ایران به طور نسبی با پذیرش رو به رو شده و می شوند ، اما هم اکنون این دو - و به ویژه مجلات روشنفکر مآبانه چندان فرهنگ ساز و دگرگونی آفرین نیستند.

ارتباط روشنفکران و شبه روشنفکران زنده با توده ی اجتماع به گونه ای ژرف و جدی گسسته شده است؛ تا آن جا که نقش آن ها در پدید آوردن دگرگونی های بنیادین فرهنگی - اجتماعی به کمترین اندازه ی ممکن از پس از انقلاب مشروطه تا کنون رسیده است. احزاب سیاسی نیز نقش شان به کمترین اندازه ی ممکن در سال های پس از دهه ی هفتاد رسیده است و همه ی حزب ها و گروه های سیاسی با کمترین پذیرش و اعتماد از سوی توده ی اجتماع رو به رو هستند.

امروزه دگرگونی های ژرف و سترگ فرهنگی - اجتماعی از سرچشمه های زیر زمینی دیگری جز کانون ها و انجمن های فرهنگی - اجتماعی رخ می دهند.

 

بی گمان هم اکنون یکی از بزرگ ترین سرچشمه های دگرگونی اجتماعی در ایران ، همین جریان پر شتاب و هیاهوی موسیقی زیرزمینی است که به خوبی توانسته است با توده ی زیر پنجاه سال کلان شهرها ارتباط برقرار کند.

آن چهل تا پنجاه ساله هایی هم که این سبک رپ فارسی را نپسندیده اند ، آشکارا شاهد گرایش گسترده و ژرف فرزندان هشت تا بیست و هشت ساله شان به این گونه ی موسیقی ایرانی هستند.

موسیقی زیرزمینی همراه با جوانان اهل کلان شهرها ، که در دانشگاه های جای جای ایران مشغول تحصیل اند ، در فلش مموری ها و دیگر ابزارهای نوین الکترونیک ، به سوی همه ی شهرستان های دور و نزدیک کشور روانه شده است. بگذریم که اینترنت خود دریایی از این گونه ی جوان پسند ایرانی ست ! 

هم اکنون بیش از نیمی از خودروهای تهران که رانندگان زیر پنجاه سال دارند ، به طور مستمر گوش به موسیقی زیرزمینی می سپارند. این درصد در شیراز ، اصفهان ، مشهد ، تبریز ، اهواز ، اراک بی گمان کمتر از یک سوم نیست. هر چند در شهرستان هایی هم چون خرم آباد ، بروجرد ، بروجن ، شهرکرد ، و مانند آن ها هنوز این درصد از بیست درصد فراتر نرفته است ، اما درون مایه ی شورشی و فرآیند شادی بخش موسیقی زیرزمینی تهران جلسی با شتابی فراوان می رود تا از کرانه ی دریای مازندران تا آب های خلیج پارس را فرا گرفته و نقش چیره و یگانه ای در گذار تاریخی اجتماع عقب مانده ی ایرانی از « لذت گریزی ( Anhedonism ) » به  « خوشی گرایی ( Hedonism ) » ایفا نمایند.

دوران گذار این سرزمین از « شور مرگ ( غریزه ی نیستی ) »  به   « شور زندگی ( شیفتگی بودن ) » در ایران هفتاد سال است که آغاز شده است. « زندگی گریزی » دارد شتابان و بی درنگ جای خود را به « زندگی ستایی » می بخشد و جایگاه شادمانی و شعف در این گذار برجسته تر و بلند مرتبه تر می شود.

دیگر هنگام آوای خسته و درمانده ی خوانندگان نام آور افسرده گذشته است ، حتا اگر بلندای نام آنان هم چون محمودی خوانساری ، تاج ، بنان ، و شجریان باشد.

دیگر نوای محزون و مایوس خواننده دل از کف مردمان نمی رباید؛ مگر آنان که افسرده و نا امیدند.

نه در سایه ی موسیقی زیر زمینی ، که دهه هاست که در پرتو موسیقی پاپ دل بستن به چنین آواهای ماتم زده ای به کنار رفته است. مگر آن نیم دهه ی وهم آلودی که مجاهد و دلجو و داریوش سرنوشت میهن را از HEDONIA ی فراگیر به ANHEDONIA ژرف و پایدار سپردند تا شورش با دلیل رپ برای جای گزین نمودن این فرهنگ غم و مویه و ماتم افروزه برکشد. 

موسیقی پاپ - مگر داریوش و برخی غم مداران مد شده ی دیگر  - با ستاره های ماندگار خود نوای زخمی و دل زده ی استادان برجسته ی موسیقی سنتی ایران زمین را کنار زد تا دیگر چه چه دراز و ممتد آنان شور آفرین نباشد و پای کوبی و دست افشانی جای گزین کف زدن بر چنان چه چه های دراز و کش دار شود.

  

اما چرا و چه گونه چنین جنبشی تا این اندازه شتابان ، فراگیر و همه پسند می شود؟

آیا این رویکرد گسترده ی نسل جوان و میان سال زیر پنجاه سال کلان شهرهای ایران به موسیقی رپ زیر زمینی پارسی یک شبه پدید آمده است؟

هیچ پدیده ای بی پیشینه و سرچشمه یک شبه ره چند ساله نمی پیماید؛ بی گمان کنش هایی ماشه ی این واکنش را کشیده است. فراگیری هیچ پدیده ای بی پشتوانه و بدون زمینه نبوده و نخواهد بود.

موسیقی زیر زمینی در ایران امروز ، واکنش طبیعی و قابل انتظار نسل زاده ی دهه ی شصت به مهارها و محدودیت هایی ست که نسل اعدام دیده ی دهه ی چهل و نسل جنگ زده ی دهه ی پنجاه بدان ها دشوار یا آسان تن دادند و چندان عصیان ننمودند. اگر نمودند هم در نطفه خفه شد.

اما دهه شصتی ها گمان ندارند که چیز زیادی از دست می دهند !

اینان نه سودای تحصیل دارند و نه در آرزوی جایگاهی لحظه شماری می کنند؛ اینان تنها دغدغه ی  « آب تنی در حوضچه ی اکنون » را دارند. امروز بگذرد ، تا فردا خدا بزرگ است. این الگوی زیستن اگر تراژدی هم باشد ، دهه شصتی ها بدان خو گرفته اند اما به جای فرو رفتن در درماندگی آموخته شده ، شورش را برگزیده اند.

جنبش زیر زمینی رپ پارسی ، پیامد مستقیم  « دعوت عام » به لذت گریزی و شادی ستیزی و برپایی عزاخانه ها و ماتم کده هاست. و مگر این قانون نیوتن در فیزیک را بارها تکرار ننموده ایم که :

« هر عملی را عکس العملی ست مساوی و در خلاف جهت آن » ؟!؟

آن گاه که ماتم خوانی ها برای توده پسند شدن از سبک بختیاری و بویراحمدی به گوشه های رنگی شش و هشت کشیده شد و در این راستا ، راه و چاره ای جز پناه بردن به آلات و ادوات جاز و بیس و درام و .... و بازخوانی آهنگ های خوانندگان پاپ لوس آنجلس و حتا کاباره های از دست رفته اما فراموش نا شده ی شهر نو و لاله زار باقی نماند ، اجتماع خود بنا بر سرشت خود و قانون خداوندی ، ره و شیوه ی تعادل و تناسب پیش گرفت تا این عمل را نیز عکس العملی هم سان و هم آهنگ باشد.

پس شگفت انگیز نباید باشد که تنها به فاصله ای اندک پس از تبلیغ فراگیر ماتم خوانی های شش و هشت و در بوق و کرنا شدن شان بر سر هر کوی و برزن ، رپ پارسی پدید آمده ، ژرفا و گسترش یابد.

امپراتوران جوان سال جنبش رپ پارسی ، خودگردان ، کوشا و پر تکاپو اند؛ چمدان های پر زر و زیور و یورو و دلار استکبار جهانی و امپریالیزم جهان خوار آینان را پدید نیاورده است !

این جنبش نیست که شورش است؛ شورشی با دلیل ، پیامد و واکنش طبیعی یک نسل و یک اجتماع.

این شورش ، پالایش و پیامد مستقیم آن همه فشار و تنش و پریشانی ست؛ فرجام دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی آدمی ست. و کدامین قشر از اجتماع ، هم چون جوانان به چنین فشارها ، مهار ها ، محدودیت ها و دخالت هایی حساس و تحریک پذیر و پاسخ گو ست ؟!؟

و آیا پیام جنبش زیر زمینی رپ پارسی این واقعیت نیست که :

دهه شصتی ها و هفتادی ها ، فشار ( تنش ) و فروداشت ( تحقیر ) را تاب نمی آورند و از عزا و ضجه و مویه و ماتم به تنگ آمده اند.  

 اکنون نسل زاده ی دهه ی پر دود و خون شصت برای دگرگون کردن اجتماع ایران خودجوش و خودانگیخته به پا خاسته اند. آنان با رویکردی آنارشیستیک و هنجار گریز ، در پی آنند که « شادی خواهی ( HEDONISM ) را جای گزین « شادی گریزی ( ANHEDONISM ) » نمایند.

این جنبش زیر زمینی خودجوش ، بیش از آن که ویژگی های جامعه شناختی یک « جنبش » را داشته باشد ، خصوصیات یک « شورش » را دربردارد. شورشی که بی دلیل رخ ننموده است !

آن هنگام که عرصه بر آدمی تنگ شود و سوراخ سنبه های زندگی خصوصی او دربند پیوست و ضمیمه و تبصره گردد ، دیر یا زود ، سرپیچی و عصیان از او - پیدا یا پنهان - رخ می نمایاند.

« جنبش زیر زمینی رپ پارسی » گواه عریان و نمایان آن است که دیگر هنگامه ی « درماندگی آموخته شده ( LEARNED HELPLESSNESS ) » به پایان رسیده است. دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها ، دلاورانه و بی باکانه ، شاخ و شانه می کشند ! نسل هایی که قرار بود رسالت زدودن فتنه از سراسر گیتی را بر دوش داشته باشند ، این روزها خود فتنه شده اند !

اینان دیگر نه هم چون دهه چهلی ها در کنج خانه ها پنهان شده ، لب به خاموشی فرو می بندند و نه همانند ما دهه پنجاهی ها به هر دستور و فرمان و بشین و پا شویی تن می دهند. اینان به جای آن که موی سر به ماشین چهار و شش و هشت بسپارند و در زمستان بلرزند و دپار سینوزیت های مکرر شوند ، آن ها را در طی زمانی طولانی می آرایند و به ژل های گوناگون نرم یا سخت مدل می دهند.

« جنبش زیر زمینی رپ پارسی » آشکارا نشان داده است که :

تاریخچه ی  نسل خفقان گزیده ی دهه چهلی ها و نسل فرمان بردار دهه پنجاهی به پایان رسیده است. نسل انقلاب ، انقلابی رفتار می کند؛ شورش و سریچی و عصیان با تک تک یاخته های تن و گوشه گوشه ی ذهن و روان اینان همبسته و پیوسته است.

هر تند روی ( افراط ) ای را تند روی ( افراط ) ای ست مساوی و در خلاف جهت آن !

 اینان از نسلی هستند که نطفه هاشان کمی این سو یا آن سوی آژیر قرمز و شلیک های بی هدف پس از فرود موشک های صدام حسین بسته شده است. اینان آفریده ی لحظه های هراس و کابوس ، و زاده ی سال های تنش و نگرانی اند. بی دلیل رسالت شورش را بر دوش نگرفته اند !

جنبش رپی که به دنبال شورش سیاهان لوس آنجلس در سال ۱۹۹۴ زاده و فراگیر شد ، با فاصله ی یک دهه پا به ایران گذاشت.

نخست گروه « سندی » جلوه هایی از آن را ارائه نمود و سپس افرادی دیگر ، از جمله « شاهکار بینش پژوه » در آلبوم « اسکناس » به خواندن و شناساندن آن پرداختند تا « جنبش زیر زمینی » رخ نمود و امپراتوران از استودیوهای استتار شده در زیر زمین های بی نشان نام آور شدند.

گفتمان و درون مایه ی « جنبش رپ پارسی » هم سان آن « جنبش سیاهان فرو داشته شده » بوده است. همان گونه هم ساختار شکن ، چارچوب ستیز ، و شرم گریز بوده است.

فرم و ریتم کوبنده ، توفنده و پر فراز و فرود این سبک نه حماسی ، که شورشی است. همین فرم اجرای موسیقی رپ پارسی هم هست که مایه ی  همه پسندی و فراگیری آن در میان نسل نوجوان ، جوان ، و میان سال شده است ، و نه درون مایه ی ترانه و کلام که همان گفتارهای مزاح آمیز و سرشار از گوشه و کنایه ی جوانان کوی و گذرهای تهران و کلان شهرهای میهن مان است.

نه ! موسیقی رپ از همان روز نخست آفریده شدنش هم بر آن نبوده است که ترانه و کلام فاخر و گران مایه داشته باشد. این شورش به دنبال وام ستاندن و سود جستن از خیام و حافظ و سعدی و مولوی نبوده و نیست. شورش ، جنبشی چارچوب گریز و هنجار ستیز - آنارشیستیک - است. کدامین شورش خردمندانه و فاخر انجام شده است ؟!؟

شورش را اندیشمندان و دانشمندان رهبری نمی نمایند؛ شورش شورش است و قواعد و قانون های خود را دارد. قاعده و قانون شورش ، بی قاعده و قانون بودن آن است !

شورش ، بی نظم و چارچوب و چه بسا بی شرمانه انجام می شود ، اما بی دلیل نیست !

کدامین کنش یا واکنشی طی تاریخ بی دلیل رخ نموده است ؟!؟

 هر شورشی سرچشمه ها و بنیان های ویژه ی خود را دارد. جنبش زیرزمینی رپ پارسی هم چون همه ی شورش ها ، پیامد است؛ پیامد کنش ها و واکنش های فرادستان و فرودستان اجتماعی پر خشم و تنش.

اکنون دیگر این شورش خود را کاملن به رسمیت شناسانده و استوار و ماندگار شده است. اینک کافی ست گوش هایی بیدار و هوشیار داشته باشی؛ جنبش رپ پارسی هنجار گریز و قانون ستیز ، بیش از هر نظم و قاعده و چهارچوبی فراگیر شده و ژرفا یافته است.

در ایران امروز هر شهرستان نه چندان کلانی ، فریاد رپ خود را دارد که به گویش های گوناگون قومی و محلی در استودیوهای خودساخته ی زیرزمینی ضبظ شده و بر اینترنت و یو تیوب گذاشته می شود.

اینان امپراتوران ملی و فراملی رپ پارسی نیستند اما هوادارانی پر شمار در شهرستان و استان خود دارند. این گروه های گویش مدار ، والی های ایالتی و کدخدایان محلی مدرن دهه های پیش رویند !

و اما امپراتوران جنبش رپ پارسی ، پیش تازان بی باکی هستند که در اندک زمان ، بلند آوازگان جنبش سی ساله ی پاپ لوس آنجلس و نام آوران جوش پانزده ساله ی تهران جلس را به زیر کشیده و بازار موسیقی مصرفی از سوی نسل زیر پنجاه سال کلان شهرهای ایران زمین را از آن خود ساخته اند.

 هواداران امپراتوران رپ پارسی ، تنها دانش آموزان ، دانش جویان و دست از دانش شستگان دهه شصتی این سرزمین نیستند. دانش آموختگان و نا دانش آموختگان دهه پنجاهی و دهه چهلی نیز در گوش سپردن به موسیقی رپ پارسی به دنبال جوانی سوزانده شده و از دست رفته اند.

این روزها یک mp3 player را در خیابان ها و بیابان های ایران زمین همراه جداناشدنی نسل زیر پنجاه سال می بینیم که به آسانی می تواند دارنده ی خود را از همه ی سبک ها و چهارچوب های در بوق و کرنا برهاند و برایش تاریکخانه ای ویژه پدید آورد.

شاید شگفت انگیز نباشد که بدانیم بیشترین Download موسیقی رپ زیرزمینی در ایران از سوی دانش آموزان تیزهوش گذشته و اکنون انجام می شود. اینان فراگستران نخست موسیقی رپ پارسی در سرزمین آریاییان هستند.

آری ُ شگفت انگیز نیست. ذهن برتر ، بنا بر ویژگی های مغزی - روانی اش ، همواره پیشتاز هنجار گریزی و نو مداری بوده است. همین ویژگی به تنهایی پیشرفت های آدمی را در طول تاریخ پدید آورده و به پیش رانده است.

به آتش سوزان سپارندش یا به داغ و درفش خونین ، تیزهوش هنجارگریز و چهارچوب ستیز بوده و هست و خواهد بود ! تیزهوش شورشی ست؛ شورشی زاده می شود ، شورشی می زید و شاید شورشی هم بمیرد !

با یاری همین تیزهوشی ست که سبک تازه از راه رسیده ی رپ پارسی ، این گونه پر شتاب و زیرکانه به پیش می تازد و سلیقه ها را به زیر سیطره ی خویش گرد می آورد.

نکته سنجی هوش مندانه ، رمز پیشتازی پر شتاب این شورش با دلیل است.

 جنبش رپ پارسی ، فرآورده ی لمپن پرولتاریا نیست ؛ آن چنان که از لمپن بورژووازی ( تعبیر پیشنهادی محمد قوچانی ) و لمپن انتلکتوئل ( تعبیر پیشنهادی من ) هم سرچشمه نمی گیرد.

جنبش رپ پارسی ، خوانش و گویش ویژه ی خود را دارد.

 سویه ی « هیچ کس » آن - که با جنبش رپ سیاهان آمریکا بیشتر هم خوانی دارد - از محله های فرودست جنوب شهر ریشه گرفته است و همانند اثر درخشان و بی نظیر هیچ کس : « این جا تهرانه ، یعنی شهری که ...... » ، تکان دهنده و هشیار ساز است. 

سویه ی « رضایا » ، « ساسی مانکن » ، « کیوسک » ، « یاس » و ......  آن از محله های میان شهر و طبقه ی  متوسط کلان شهر سرچشمه می گیرد و فریاد اعتراضی اش با کلاس تر ، لوکس تر ، و کم رنگ تر است و درون مایه های عاشقانه تر و رمانتیک تر دارد.

« نقد و اعتراض اجتماعی » ، عنصر جداناشدنی جنبش رپ پارسی ست ؛ نقدی که اثر گذار و برنده است ، و البته فاخر و گران مایه نیست و قرار هم نبوده که باشد. آن چه مهم است به یاد داشته باشیم این نکته است که شورشی و هنجار گریز بودن این جنبش ، مانع هوش مندی و نکته سنجی آن نبوده است.

 

افسوس که گاه و بی گاه این نقد و اعتراض اجتماعی از عرصه ی هجو به وادی هزل کشیده و سرگردان می شود. آن هنگام هاست که کارکرد اصلی سبک و مکتب رپ ، قربانی چالش ها و کشمکش های حرفه ای « به سبک ایرانی » می شود و فریاد و معنا در پیشگاه « پوز زدن ها » و « رو کم کردن ها » گم و نابود می شود. گروه ها درست همین هنگام جایگاه بلندشان را از دست می دهند و دچار پدیده ی سقوظ می شوند. آن هم در اجتماع رپ پارسی که شمار گروه های پیروز و کام یاب آن به بیست تا هم نمی رسد و به گونه ای همه شان در آغاز راه اثرگذاری و ماندگاری اند.

اگر « هیچ کس » و « کیوسک » از جمله ی این کام یابانند و « رضایا - 2afm » و « ساسی مانکن » و « یاس » و دیگران نام آور و دوست داشتنی می شوند ، دلیل نخست آن همین فرو کشیده نشدن به باتلاق هرزه درآیی های شرم ستیزانه ی جنسی ست. اگر گروه « ساسی مانکن » با همه ی شرارت ها و شیطنت های شان برجسته و برتر باقی مانده اند ، به همین دلیل است که مرز « هجو » و « هزل » را نیک دریافته اند و در سرمست ترین هنگامه ها بر مرز این دو سر خورده اما به دنیای « هزل » سقوط ننموده اند. 

 

شاید هر آلبوم  « زد بازی » بتواند پیش لرزه ای در بخش هایی از تهران پدید آورد ( و نه آن گونه که خود می پندارند : تهران را برتکاند !!! ) ، اما با وجود نام آوری به دستاوردی ماندگار و دوست داشتنی نمی انجامد ؛ هر چند شماری از پسران و دختران با آهنگ های آن از خشم انباشته و کینه ی فروخورده ی خویش رها و آرام شوند. آیا این پیامد طبیعی فرو غلتیدن از هجو خوانی به دره ی هزل پراکنی نیست ؟؟

این مردابی ست که در کمین و پیش پای « ساسی مانکن » هم هست !

و گرنه « زد بازی » با توجه به نوآوری های فرم و اجرا که گاه به گاه نشان داده است ، به آسانی می توانست از بسیاری از رقیبان پیشی گیرد و بر فراز نشیند.

جنبش شورش مدارانه ی رپ پارسی ، برای ماندگار شدن و رشد یافتن ، به راهبردها و مدیریت هایی نیازمند است. شورش آغاز راه می تواند باشد؛ پاسخ گوی همه گاه نیست !!

نقد ، فریاد و اعتراض - این جوهره ی وجودی جنبش رپ - دست کم در فرهنگ ایرانی ، حتا در لایه ها و ظبقات مدرن و عرف گریز این اجتماع هویت باخته ی در حال گذار ، سخنی فاخر تر و اندیشمندانه تر می طلبد؛ هر چند هنجار گریزی و عرف ستیزی را هم در پیش ذهن نشاند.

البته این سخن بدان معنا نیست که کلام و ترانه ی رپ پارسی ، سمت و سویی همانند آثار گران بها ، ماندگار و  ارزشمند « توللی » ، « معینی کرمان شاهی » ، « رهی معیری » ، « تورج نگهبان » ، « هما افشار » ، « هدیه » ، و ........ پیدا کند اما آیا سود جستن پنهانی و خفاگرایانه از ترانه سرایانی هم چون « شاه کار بینش پژوه » ، « دکتر افشین یدالهی » و مانند آن ها که در آستانه ی گذار از جوانی به میان سالی اند و هنوز از روحیه ی شورش مدارانه و هنجار گریزانه ی دوران جوانی برخوردار هستند ،ممکن نیست ؟!؟

 

*روان پزشک و درمانگر مشکلات جنسی ، زناشویی و خانوادگی

 

هیچ کس : بی مانند در گستره ی رپ پارسی

 

ادامه ( بخش دوم ) این نوشتار را می توانید به زودی در مقاله ی :

« شور زندگی به جای شوق مرگ ؛ مسئله این است !

( نگرشی به دگرگونی موسیقی در ایران پیش رو ) » پیگیری نمایید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 23:8  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

زدبازی ؛ ماندگاری به خرج شرم زدایی !

 

شاید هر آلبوم  « زد بازی » بتواند پیش لرزه ای در بخش هایی از تهران پدید آورد ( و نه آن گونه که خود می پندارند : تهران را برتکاند !!! ) ، اما با وجود نام آوری به دستاوردی ماندگار و دوست داشتنی نمی انجامد ؛ هر چند شماری از پسران و دختران با آهنگ های آن از خشم انباشته و کینه ی فروخورده ی خویش رها و آرام شوند. آیا این پیامد طبیعی فرو غلتیدن از هجو خوانی به دره ی هزل پراکنی نیست ؟؟

این مردابی ست که در کمین و پیش پای « ساسی مانکن » هم هست !

و گرنه « زد بازی » با توجه به نوآوری های فرم و اجرا که گاه به گاه نشان داده است ، به آسانی می توانست از بسیاری از رقیبان پیشی گیرد و بر فراز نشیند.

جنبش شورش مدارانه ی رپ پارسی ، برای ماندگار شدن و رشد یافتن ، به راهبردها و مدیریت هایی نیازمند است. شورش آغاز راه می تواند باشد؛ پاسخ گوی همه گاه نیست !!

نقد ، فریاد و اعتراض - این جوهره ی وجودی جنبش رپ - دست کم در فرهنگ ایرانی ، حتا در لایه ها و ظبقات مدرن و عرف گریز این اجتماع هویت باخته ی در حال گذار ، سخنی فاخر تر و اندیشمندانه تر می طلبد؛ هر چند هنجار گریزی و عرف ستیزی را هم در پیش ذهن نشاند.

البته این سخن بدان معنا نیست که کلام و ترانه ی رپ پارسی ، سمت و سویی همانند آثار گران بها ، ماندگار و  ارزشمند « توللی » ، « معینی کرمان شاهی » ، « رهی معیری » ، « تورج نگهبان » ، « هما افشار » ، « هدیه » ، و ........ پیدا کند اما آیا سود جستن پنهانی و خفاگرایانه از ترانه سرایانی هم چون « شاه کار بینش پژوه » ، « دکتر افشین یدالهی » و مانند آن ها که در آستانه ی گذار از جوانی به میان سالی اند و هنوز از روحیه ی شورش مدارانه و هنجار گریزانه ی دوران جوانی برخوردار هستند ،ممکن نیست ؟!؟

 

 

ساسی مانکن ؛ سرفراز و شرور بر مرز هجو و هزل !

 

 

این نوشته ادامه دارد .....................   

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 17:25  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 زد بازی ؛ هنجار گریزی شرم ستیزانه !

 

 

افسوس که گاه و بی گاه این نقد و اعتراض اجتماعی از عرصه ی هجو به وادی هزل کشیده و سرگردان می شود. آن هنگام هاست که کارکرد اصلی سبک و مکتب رپ ، قربانی چالش ها و کشمکش های حرفه ای « به سبک ایرانی » می شود و فریاد و معنا در پیشگاه « پوز زدن ها » و « رو کم کردن ها » گم و نابود می شود. گروه ها درست همین هنگام جایگاه بلندشان را از دست می دهند و دچار پدیده ی سقوظ می شوند. آن هم در اجتماع رپ پارسی که شمار گروه های پیروز و کام یاب آن به بیست تا هم نمی رسد و به گونه ای همه شان در آغاز راه اثرگذاری و ماندگاری اند.

اگر « هیچ کس » و « کیوسک » از جمله ی این کام یابانند و « رضایا - 2afm » و « ساسی مانکن » و « یاس » و دیگران نام آور و دوست داشتنی می شوند ، دلیل نخست آن همین فرو کشیده نشدن به باتلاق هرزه درآیی های شرم ستیزانه ی جنسی ست. اگر گروه « ساسی مانکن » با همه ی شرارت ها و شیطنت های شان برجسته و برتر باقی مانده اند ، به همین دلیل است که مرز « هجو » و « هزل » را نیک دریافته اند و در سرمست ترین هنگامه ها بر مرز این دو سر خورده اما به دنیای « هزل » سقوط ننموده اند. 

 

ساسی مانکن ؛ شرارت و شیطنت به نسبت کنترل شده !

 

این نوشته ادامه دارد ..................

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 16:47  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

هیچ کس ؛ بی مانند در عرصه ی رپ پارسی

 

جنبش رپ پارسی ، فرآورده ی لمپن پرولتاریا نیست ؛ آن چنان که از لمپن بورژووازی ( تعبیر پیشنهادی محمد قوچانی ) و لمپن انتلکتوئل ( تعبیر پیشنهادی من ) هم سرچشمه نمی گیرد.

جنبش رپ پارسی ، خوانش و گویش ویژه ی خود را دارد.

 سویه ی « هیچ کس » آن - که با جنبش رپ سیاهان آمریکا بیشتر هم خوانی دارد - از محله های فرودست جنوب شهر ریشه گرفته است و همانند اثر درخشان و بی نظیر هیچ کس : « این جا تهرانه ، یعنی شهری که ...... » ، تکان دهنده و هشیار ساز است. 

سویه ی « رضایا » ، « ساسی مانکن » ، « کیوسک » ، « یاس » و ......  آن از محله های میان شهر و طبقه ی  متوسط کلان شهر سرچشمه می گیرد و فریاد اعتراضی اش با کلاس تر ، لوکس تر ، و کم رنگ تر است و درون مایه های عاشقانه تر و رمانتیک تر دارد.

« نقد و اعتراض اجتماعی » ، عنصر جداناشدنی جنبش رپ پارسی ست ؛ نقدی که اثر گذار و برنده است ، و البته فاخر و گران مایه نیست و قرار هم نبوده که باشد. آن چه مهم است به یاد داشته باشیم این نکته است که شورشی و هنجار گریز بودن این جنبش ، مانع هوش مندی و نکته سنجی آن نبوده است.

 

عرفان ؛ سویه ای دگرگون در دنیای رپ پارسی

 

 

این نوشته ادامه دارد ..............

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 16:3  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

هواداران امپراتوران رپ پارسی ، تنها دانش آموزان ، دانش جویان و دست از دانش شستگان دهه شصتی این سرزمین نیستند. دانش آموختگان و نا دانش آموختگان دهه پنجاهی و دهه چهلی نیز در گوش سپردن به موسیقی رپ پارسی به دنبال جوانی سوزانده شده و از دست رفته اند.

این روزها یک mp3 player را در خیابان ها و بیابان های ایران زمین همراه جداناشدنی نسل زیر پنجاه سال می بینیم که به آسانی می تواند دارنده ی خود را از همه ی سبک ها و چهارچوب های در بوق و کرنا برهاند و برایش تاریکخانه ای ویژه پدید آورد.

شاید شگفت انگیز نباشد که بدانیم بیشترین Download موسیقی رپ زیرزمینی در ایران از سوی دانش آموزان تیزهوش گذشته و اکنون انجام می شود. اینان فراگستران نخست موسیقی رپ پارسی در سرزمین آریاییان هستند.

آری ُ شگفت انگیز نیست. ذهن برتر ، بنا بر ویژگی های مغزی - روانی اش ، همواره پیشتاز هنجار گریزی و نو مداری بوده است. همین ویژگی به تنهایی پیشرفت های آدمی را در طول تاریخ پدید آورده و به پیش رانده است.

به آتش سوزان سپارندش یا به داغ و درفش خونین ، تیزهوش هنجارگریز و چهارچوب ستیز بوده و هست و خواهد بود ! تیزهوش شورشی ست؛ شورشی زاده می شود ، شورشی می زید و شاید شورشی هم بمیرد !

با یاری همین تیزهوشی ست که سبک تازه از راه رسیده ی رپ پارسی ، این گونه پر شتاب و زیرکانه به پیش می تازد و سلیقه ها را به زیر سیطره ی خویش گرد می آورد.

نکته سنجی هوش مندانه ، رمز پیشتازی پر شتاب این شورش با دلیل است.

 

جنبش رپ پارسی : شورش با دلیل

 

این نوشته ادامه دارد ..........      

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:55  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

هر شورشی سرچشمه ها و بنیان های ویژه ی خود را دارد. جنبش زیرزمینی رپ پارسی هم چون همه ی شورش ها ، پیامد است؛ پیامد کنش ها و واکنش های فرادستان و فرودستان اجتماعی پر خشم و تنش.

اکنون دیگر این شورش خود را کاملن به رسمیت شناسانده و استوار و ماندگار شده است. اینک کافی ست گوش هایی بیدار و هوشیار داشته باشی؛ جنبش رپ پارسی هنجار گریز و قانون ستیز ، بیش از هر نظم و قاعده و چهارچوبی فراگیر شده و ژرفا یافته است.

در ایران امروز هر شهرستان نه چندان کلانی ، فریاد رپ خود را دارد که به گویش های گوناگون قومی و محلی در استودیوهای خودساخته ی زیرزمینی ضبظ شده و بر اینترنت و یو تیوب گذاشته می شود.

اینان امپراتوران ملی و فراملی رپ پارسی نیستند اما هوادارانی پر شمار در شهرستان و استان خود دارند. این گروه های گویش مدار ، والی های ایالتی و کدخدایان محلی مدرن دهه های پیش رویند !

و اما امپراتوران جنبش رپ پارسی ، پیش تازان بی باکی هستند که در اندک زمان ، بلند آوازگان جنبش سی ساله ی پاپ لوس آنجلس و نام آوران جوش پانزده ساله ی تهران جلس را به زیر کشیده و بازار موسیقی مصرفی از سوی نسل زیر پنجاه سال کلان شهرهای ایران زمین را از آن خود ساخته اند.

 

جنبش رپ پارسی : شورش با دلیل

 

این نوشته ادامه دارد................

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 0:18  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

 

به تازگی کنسرت « گروه مستان » ، به نام « ملاقات با دوزخیان » ، دل از کف مان ربوده است ؛ آن چنان که سی دی اش برای من جای گزین « قمرالملوک وزیری » ، « به سکوت سرد زمان محمدرضا شجریان » و « به اصفهان رو تاج اصفهانی » و « مرغ شباهنگ محمودی خوانساری » شد و رپ را به پیرامون کشاند.

شعرهای بی پروایانه و شورشی همای گیلانی ( پرواز همای )  در کنار شعرهای انقلابی خیام ، پروین اعتصامی ( محتسب و مست ) ، حافظ و رومی  آن چنان در این هنگامه بر دل ایرانیان امروز می نشیند که  فراوان آن ها را از موسیقی کم مانند گروه و ضرب آهنگ های پیش بینی ناپذیر آن غافل می نماید.

با شنیدن این اجرا به یاد اجرای تاریخی و فراموش نا شدنی « ویکتور خارا » در هنگامه ی کودتای پینوشه افتادم. اجرایی که به بریده شدن دو دست گیتار نواز و اعدام این استاد موسیقی دانشگاه شیلی انجامید.

شنیدن کنسرت « ملاقات با دوزخیان » و دل سپردن به چکامه های بی پروا و گویای زمانه را به همه ی هم میهنان داخل و خارج میهن به گونه ای پافشارانه پیشنهاد می نمایم. این کوزه نواز خیامی دگر است و امید که هم سرنوشت ویکتور خا را نشود !

در تاریخ هنر جهان ، شمار چنین فریاد بی پروایانه ای به انگشتان دو دست نمی رسد...  

 

 

 

( همای و گروه مستان در والت دیزنی هال:

نوازندگان با اجرای زیبای موسیقی سنتی ایران ، تما شاگران را به حیرت وا داشتند.

خوش آمد گویی وجد آمیز تماشاگران به گروه موسیقی سنتی مستان و همای در اولین اجرای خود در سه شنبه شب (5 جولای) در والت دیزنی هال نه فقط به دلیل نو آوری خیره کننده ای از الگو های قدیمی موسیقی ایران، بلکه به دلیل بی پروایی های وجد آمیزی بود که گروه (بخصوص در چکا مه ها یش ) به اجرا گذارد.

گروه هفت نفره ی مستان توسط  پرواز همای  ، جوانی دنبا له رو شیوه ی  چامه سرایی پارسی ، تشکیل شده است.در این شیوه  سرودن چکا مه ،ساخت و تنظیم موسیقی و خواندن آواز همه بر عهده ی یک نفر (همان خواننده) می باشد. گروه  وی دستچینی از نوازندگان زبر دست است .از سازهایی که در کارهای این گروه استفاده شده می توان به تار- نی – کمانچه و سنتور اشاره کرد.

در این اجرا که هم نام آلبوم اخیر گروه  (ملا قات با دوزخیان) بود ، همای و همکارانش با الهام گرفتن از شعرهای صوفی ، رومی و حافظ با هدف احیای مجدد روشی قدیمی وایرانی در ساخت نوعی از موسیقی که شنونده را به سطح بالاتری از خودآگاهی می برد، به اجرای قطعات پرداختند.اجرای حدودا سه ساعته ی گروه در والت دیزنی هال با چکامه های قلبی و خالصانه ی همای و سبک جدید موسیقی که ساختاری  نو( در ریتم ها و ملودی ) از شیوه ی کهن در موسیقی (و موسیقی فولکلور) ایران است ،توانست گروه را به خواسته ی خود برساند. در این کنسرت 18 قطعه اجرا شد که هر نوازنده اجرای قطعات را هم به صورت تکنوازی و هم به صورت گروه نوازی بر عهده داشت.

کنسرت با اجرای قطعه ی من از جهانی دگرم شروع شد.بیشتر قطیه ها در این کنسرت با نواختن تنها یک ساز مانند عود یا تنبک به همراه آواز شروع شده و بعد کل گروه  بنا به نقش هر ساز در چامه ها به همنوازی  می پرداختند.

بسیاری از قطعات اجرا شده توسط گروه طولانی بوده و ضرب آهنگ های غیر قابل پیش بینی داشتند تا جایی که در جاهای متعدد موجب ناکام ماندن تما شا گران برای تشویق (پایان قطعه) شد.با این وجود اجرای گروه بسیار جالب و دلنشین بوده و اغلب چکامه ها به ساده ترین روش بیان می شدند.

شعرهای شاعران برجسته و قابل ستایش ایران زمین همچون پروین اعتصامی و صغیر اصفهانی نیز به وسیله ی همای اجرا شد در حالی که وی گروه را با نواختن  کوزه  همرا هی و رهبری می کرد.

اجرای تاثیر گذار گروه مستان توانست احساسات بسیار خوشایندی را در شنوندگان ایجاد کند.احساساتی که تا مدت ها بعد از ترک سالن کنسرت همچنان پایدار در خاطره ها خواهند ماند...

به نقل از John Payne

Los angeles times

Special to The Times

 

July 5, 2008

ترجمه: دیبا www.homay-mastan.blogfa.com )

 

این نوشته ادامه دارد ...........  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 15:41  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

زدبازی - رپ هنجارستیز ( خفن )

 

اینان از نسلی هستند که نطفه هاشان کمی این سو یا آن سوی آژیر قرمز و شلیک های بی هدف پس از فرود موشک های صدام حسین بسته شده است. اینان آفریده ی لحظه های هراس و کابوس ، و زاده ی سال های تنش و نگرانی اند. بی دلیل رسالت شورش را بر دوش نگرفته اند !

جنبش رپی که به دنبال شورش سیاهان لوس آنجلس در سال ۱۹۹۴ زاده و فراگیر شد ، با فاصله ی یک دهه پا به ایران گذاشت.

نخست گروه « سندی » جلوه هایی از آن را ارائه نمود و سپس افرادی دیگر ، از جمله « شاهکار بینش پژوه » در آلبوم « اسکناس » به خواندن و شناساندن آن پرداختند تا « جنبش زیر زمینی » رخ نمود و امپراتوران از استودیوهای استتار شده در زیر زمین های بی نشان نام آور شدند.

گفتمان و درون مایه ی « جنبش رپ پارسی » هم سان آن « جنبش سیاهان فرو داشته شده » بوده است. همان گونه هم ساختار شکن ، چارچوب ستیز ، و شرم گریز بوده است.

فرم و ریتم کوبنده ، توفنده و پر فراز و فرود این سبک نه حماسی ، که شورشی است. همین فرم اجرای موسیقی رپ پارسی هم هست که مایه ی  همه پسندی و فراگیری آن در میان نسل نوجوان ، جوان ، و میان سال شده است ، و نه درون مایه ی ترانه و کلام که همان گفتارهای مزاح آمیز و سرشار از گوشه و کنایه ی جوانان کوی و گذرهای تهران و کلان شهرهای میهن مان است.

نه ! موسیقی رپ از همان روز نخست آفریده شدنش هم بر آن نبوده است که ترانه و کلام فاخر و گران مایه داشته باشد. این شورش به دنبال وام ستاندن و سود جستن از خیام و حافظ و سعدی و مولوی نبوده و نیست. شورش ، جنبشی چارچوب گریز و هنجار ستیز - آنارشیستیک - است. کدامین شورش خردمندانه و فاخر انجام شده است ؟!؟

شورش را اندیشمندان و دانشمندان رهبری نمی نمایند؛ شورش شورش است و قواعد و قانون های خود را دارد. قاعده و قانون شورش ، بی قاعده و قانون بودن آن است !

شورش ، بی نظم و چارچوب و چه بسا بی شرمانه انجام می شود ، اما بی دلیل نیست !

کدامین کنش یا واکنشی طی تاریخ بی دلیل رخ نموده است ؟!؟

 

رپ پارسی: زورویی در عرصه ی فرهنگ امروز !

 

این نوشته ادامه دارد .................

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 22:46  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

جنبش زیر زمینی رپ پارسی

 

اکنون نسل زاده ی دهه ی پر دود و خون شصت برای دگرگون کردن اجتماع ایران خودجوش و خودانگیخته به پا خاسته اند. آنان با رویکردی آنارشیستیک و هنجار گریز ، در پی آنند که « شادی خواهی ( HEDONISM ) را جای گزین « شادی گریزی ( ANHEDONISM ) » نمایند.

این جنبش زیر زمینی خودجوش ، بیش از آن که ویژگی های جامعه شناختی یک « جنبش » را داشته باشد ، خصوصیات یک « شورش » را دربردارد. شورشی که بی دلیل رخ ننموده است !

آن هنگام که عرصه بر آدمی تنگ شود و سوراخ سنبه های زندگی خصوصی او دربند پیوست و ضمیمه و تبصره گردد ، دیر یا زود ، سرپیچی و عصیان از او - پیدا یا پنهان - رخ می نمایاند.

« جنبش زیر زمینی رپ پارسی » گواه عریان و نمایان آن است که دیگر هنگامه ی « درماندگی آموخته شده ( LEARNED HELPLESSNESS ) » به پایان رسیده است. دهه شصتی ها و دهه هفتادی ها ، دلاورانه و بی باکانه ، شاخ و شانه می کشند ! نسل هایی که قرار بود رسالت زدودن فتنه از سراسر گیتی را بر دوش داشته باشند ، این روزها خود فتنه شده اند !

اینان دیگر نه هم چون دهه چهلی ها در کنج خانه ها پنهان شده ، لب به خاموشی فرو می بندند و نه همانند ما دهه پنجاهی ها به هر دستور و فرمان و بشین و پا شویی تن می دهند. اینان به جای آن که موی سر به ماشین چهار و شش و هشت بسپارند و در زمستان بلرزند و دپار سینوزیت های مکرر شوند ، آن ها را در طی زمانی طولانی می آرایند و به ژل های گوناگون نرم یا سخت مدل می دهند.

« جنبش زیر زمینی رپ پارسی » آشکارا نشان داده است که :

تاریخچه ی  نسل خفقان گزیده ی دهه چهلی ها و نسل فرمان بردار دهه پنجاهی به پایان رسیده است. نسل انقلاب ، انقلابی رفتار می کند؛ شورش و سریچی و عصیان با تک تک یاخته های تن و گوشه گوشه ی ذهن و روان اینان همبسته و پیوسته است.

هر تند روی ( افراط ) ای را تند روی ( افراط ) ای ست مساوی و در خلاف جهت آن !

 

جنبش زیر زمینی  رپ پارسی

 

این نوشته ادامه دارد ................. 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 20:35  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

آن گاه که ماتم خوانی ها برای توده پسند شدن از سبک بختیاری و بویراحمدی به گوشه های رنگی شش و هشت کشیده شد و در این راستا ، راه و چاره ای جز پناه بردن به آلات و ادوات جاز و بیس و درام و .... و بازخوانی آهنگ های خوانندگان پاپ لوس آنجلس و حتا کاباره های از دست رفته اما فراموش نا شده ی شهر نو و لاله زار باقی نماند ، اجتماع خود بنا بر سرشت خود و قانون خداوندی ، ره و شیوه ی تعادل و تناسب پیش گرفت تا این عمل را نیز عکس العملی هم سان و هم آهنگ باشد.

پس شگفت انگیز نباید باشد که تنها به فاصله ای اندک پس از تبلیغ فراگیر ماتم خوانی های شش و هشت و در بوق و کرنا شدن شان بر سر هر کوی و برزن ، رپ پارسی پدید آمده ، ژرفا و گسترش یابد.

امپراتوران جوان سال جنبش رپ پارسی ، خودگردان ، کوشا و پر تکاپو اند؛ چمدان های پر زر و زیور و یورو و دلار استکبار جهانی و امپریالیزم جهان خوار آینان را پدید نیاورده است !

این جنبش نیست که شورش است؛ شورشی با دلیل ، پیامد و واکنش طبیعی یک نسل و یک اجتماع.

این شورش ، پالایش و پیامد مستقیم آن همه فشار و تنش و پریشانی ست؛ فرجام دخالت در خصوصی ترین جنبه های زندگی آدمی ست. و کدامین قشر از اجتماع ، هم چون جوانان به چنین فشارها ، مهار ها ، محدودیت ها و دخالت هایی حساس و تحریک پذیر و پاسخ گو ست ؟!؟

و آیا پیام جنبش زیر زمینی رپ پارسی این واقعیت نیست که :

دهه شصتی ها و هفتادی ها ، فشار ( تنش ) و فروداشت ( تحقیر ) را تاب نمی آورند و از عزا و ضجه و مویه و ماتم به تنگ آمده اند.  

 

 

این نوشته ادامه دارد ...................

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:46  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

اما چرا و چه گونه چنین جنبشی تا این اندازه شتابان ، فراگیر و همه پسند می شود؟

آیا این رویکرد گسترده ی نسل جوان و میان سال زیر پنجاه سال کلان شهرهای ایران به موسیقی رپ زیر زمینی پارسی یک شبه پدید آمده است؟

هیچ پدیده ای بی پیشینه و سرچشمه یک شبه ره چند ساله نمی پیماید؛ بی گمان کنش هایی ماشه ی این واکنش را کشیده است. فراگیری هیچ پدیده ای بی پشتوانه و بدون زمینه نبوده و نخواهد بود.

موسیقی زیر زمینی در ایران امروز ، واکنش طبیعی و قابل انتظار نسل زاده ی دهه ی شصت به مهارها و محدودیت هایی ست که نسل اعدام دیده ی دهه ی چهل و نسل جنگ زده ی دهه ی پنجاه بدان ها دشوار یا آسان تن دادند و چندان عصیان ننمودند. اگر نمودند هم در نطفه خفه شد.

اما دهه شصتی ها گمان ندارند که چیز زیادی از دست می دهند !

اینان نه سودای تحصیل دارند و نه در آرزوی جایگاهی لحظه شماری می کنند؛ اینان تنها دغدغه ی  « آب تنی در حوضچه ی اکنون » را دارند. امروز بگذرد ، تا فردا خدا بزرگ است. این الگوی زیستن اگر تراژدی هم باشد ، دهه شصتی ها بدان خو گرفته اند اما به جای فرو رفتن در درماندگی آموخته شده ، شورش را برگزیده اند.

جنبش زیر زمینی رپ پارسی ، پیامد مستقیم  « دعوت عام » به لذت گریزی و شادی ستیزی و برپایی عزاخانه ها و ماتم کده هاست. و مگر این قانون نیوتن در فیزیک را بارها تکرار ننموده ایم که :

« هر عملی را عکس العملی ست مساوی و در خلاف جهت آن » ؟!؟

 

هیچ کس ( از نخستین بلندآوازگان رپ پارسی )

 

این نوشته ادامه دارد ...............  

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:35  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

گروه پر آوازه ی  ساسی مانکن : یک پای پایدار رپ پارسی

 

دوران گذار این سرزمین از « شور مرگ ( غریزه ی نیستی ) »  به   « شور زندگی ( شیفتگی بودن ) » در ایران هفتاد سال است که آغاز شده است. « زندگی گریزی » دارد شتابان و بی درنگ جای خود را به « زندگی ستایی » می بخشد و جایگاه شادمانی و شعف در این گذار برجسته تر و بلند مرتبه تر می شود.

دیگر هنگام آوای خسته و درمانده ی خوانندگان نام آور افسرده گذشته است ، حتا اگر بلندای نام آنان هم چون محمودی خوانساری ، تاج ، بنان ، و شجریان باشد.

دیگر نوای محزون و مایوس خواننده دل از کف مردمان نمی رباید؛ مگر آنان که افسرده و نا امیدند.

نه در سایه ی موسیقی زیر زمینی ، که دهه هاست که در پرتو موسیقی پاپ دل بستن به چنین آواهای ماتم زده ای به کنار رفته است. مگر آن نیم دهه ی وهم آلودی که مجاهد و دلجو و داریوش سرنوشت میهن را از HEDONIA ی فراگیر به ANHEDONIA ژرف و پایدار سپردند تا شورش با دلیل رپ برای جای گزین نمودن این فرهنگ غم و مویه و ماتم افروزه برکشد. 

موسیقی پاپ - مگر داریوش و برخی غم مداران مد شده ی دیگر  - با ستاره های ماندگار خود نوای زخمی و دل زده ی استادان برجسته ی موسیقی سنتی ایران زمین را کنار زد تا دیگر چه چه دراز و ممتد آنان شور آفرین نباشد و پای کوبی و دست افشانی جای گزین کف زدن بر چنان چه چه های دراز و کش دار شود.

 

جنبش رپ پارسی : شورش با دلیل ، دگرگونی آفرین و سرنوشت ساز

 

 

این نوشته ادامه دارد .....................   

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:29  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

بی گمان هم اکنون یکی از بزرگ ترین سرچشمه های دگرگونی اجتماعی در ایران ، همین جریان پر شتاب و هیاهوی موسیقی زیرزمینی است که به خوبی توانسته است با توده ی زیر پنجاه سال کلان شهرها ارتباط برقرار کند.

آن چهل تا پنجاه ساله هایی هم که این سبک رپ فارسی را نپسندیده اند ، آشکارا شاهد گرایش گسترده و ژرف فرزندان هشت تا بیست و هشت ساله شان به این گونه ی موسیقی ایرانی هستند.

موسیقی زیرزمینی همراه با جوانان اهل کلان شهرها ، که در دانشگاه های جای جای ایران مشغول تحصیل اند ، در فلش مموری ها و دیگر ابزارهای نوین الکترونیک ، به سوی همه ی شهرستان های دور و نزدیک کشور روانه شده است. بگذریم که اینترنت خود دریایی از این گونه ی جوان پسند ایرانی ست ! 

هم اکنون بیش از نیمی از خودروهای تهران که رانندگان زیر پنجاه سال دارند ، به طور مستمر گوش به موسیقی زیرزمینی می سپارند. این درصد در شیراز ، اصفهان ، مشهد ، تبریز ، اهواز ، اراک بی گمان کمتر از یک سوم نیست. هر چند در شهرستان هایی هم چون خرم آباد ، بروجرد ، بروجن ، شهرکرد ، و مانند آن ها هنوز این درصد از بیست درصد فراتر نرفته است ، اما درون مایه ی شورشی و فرآیند شادی بخش موسیقی زیرزمینی تهران جلسی با شتابی فراوان می رود تا از کرانه ی دریای مازندران تا آب های خلیج پارس را فرا گرفته و نقش چیره و یگانه ای در گذار تاریخی اجتماع عقب مانده ی ایرانی از « لذت گریزی ( Anhedonism ) » به  « خوشی گرایی ( Hedonism ) » ایفا نمایند.

 

رضایا ؛ خواننده ی دلبند جوانان و نوجوانان ایران امروز

 

این نوشته ادامه دارد ...................... 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:25  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

در میان ما ایرانیان دانش ستیز ، اندیشه گریز و کتاب نخوان ، دگرگونی های بزرگ اجتماعی و فرهنگی اغلب از شیوه های دیگری جز کتاب سرچشمه گرفته است؛ این در حالی ست که بیشترین ممیزی و سخت گیری درباره ی انتشار کتاب انجام می شود. و پس از آن ، درباره ی روزنامه ها و مجلات.

هر چند باید اذعان نمود که روزنامه ها و مجلات در ایران به طور نسبی با پذیرش رو به رو شده و می شوند ، اما هم اکنون این دو - و به ویژه مجلات روشنفکر مآبانه چندان فرهنگ ساز و دگرگونی آفرین نیستند.

ارتباط روشنفکران و شبه روشنفکران زنده با توده ی اجتماع به گونه ای ژرف و جدی گسسته شده است؛ تا آن جا که نقش آن ها در پدید آوردن دگرگونی های بنیادین فرهنگی - اجتماعی به کمترین اندازه ی ممکن از پس از انقلاب مشروطه تا کنون رسیده است. احزاب سیاسی نیز نقش شان به کمترین اندازه ی ممکن در سال های پس از دهه ی هفتاد رسیده است و همه ی حزب ها و گروه های سیاسی با کمترین پذیرش و اعتماد از سوی توده ی اجتماع رو به رو هستند.

امروزه دگرگونی های ژرف و سترگ فرهنگی - اجتماعی از سرچشمه های زیر زمینی دیگری جز کانون ها و انجمن های فرهنگی - اجتماعی رخ می دهند.

 

نقش بنیادین موسیقی زیرزمینی در ایران زمین

 

این نوشته ادامه دارد ............  

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 20:20  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

 

 

گروه پر آوازه ی  ساسی مانکن : یک پای پایدار رپ پارسی

 

دوران گذار این سرزمین از « شور مرگ ( غریزه ی نیستی ) »  به   « شور زندگی ( شیفتگی بودن ) » در ایران هفتاد سال است که آغاز شده است. « زندگی گریزی » دارد شتابان و بی درنگ جای خود را به « زندگی ستایی » می بخشد و جایگاه شادمانی و شعف در این گذار برجسته تر و بلند مرتبه تر می شود.

دیگر هنگام آوای خسته و درمانده ی خوانندگان نام آور افسرده گذشته است ، حتا اگر بلندای نام آنان هم چون محمودی خوانساری ، تاج ، بنان ، و شجریان باشد.

دیگر نوای محزون و مایوس خواننده دل از کف مردمان نمی رباید؛ مگر آنان که افسرده و نا امیدند.

نه در سایه ی موسیقی زیر زمینی ، که دهه هاست که در پرتو موسیقی پاپ دل بستن به چنین آواهای ماتم زده ای به کنار رفته است. مگر آن نیم دهه ی وهم آلودی که مجاهد و دلجو و داریوش سرنوشت میهن را از HEDONIA ی فراگیر به ANHEDONIA ژرف و پایدار سپردند تا شورش با دلیل رپ برای جای گزین نمودن این فرهنگ غم و مویه و ماتم افروزه برکشد. 

موسیقی پاپ - مگر داریوش و برخی غم مداران مد شده ی دیگر  - با ستاره های ماندگار خود نوای زخمی و دل زده ی استادان برجسته ی موسیقی سنتی ایران زمین را کنار زد تا دیگر چه چه دراز و ممتد آنان شور آفرین نباشد و پای کوبی و دست افشانی جای گزین کف زدن بر چنان چه چه های دراز و کش دار شود.

 

جنبش رپ پارسی : شورش با دلیل ، دگرگونی آفرین و سرنوشت ساز

 

 

این نوشته ادامه دارد .....................   

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:43  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

بی گمان هم اکنون یکی از بزرگ ترین سرچشمه های دگرگونی اجتماعی در ایران ، همین جریان پر شتاب و هیاهوی موسیقی زیرزمینی است که به خوبی توانسته است با توده ی زیر پنجاه سال کلان شهرها ارتباط برقرار کند.

آن چهل تا پنجاه ساله هایی هم که این سبک رپ فارسی را نپسندیده اند ، آشکارا شاهد گرایش گسترده و ژرف فرزندان هشت تا بیست و هشت ساله شان به این گونه ی موسیقی ایرانی هستند.

موسیقی زیرزمینی همراه با جوانان اهل کلان شهرها ، که در دانشگاه های جای جای ایران مشغول تحصیل اند ، در فلش مموری ها و دیگر ابزارهای نوین الکترونیک ، به سوی همه ی شهرستان های دور و نزدیک کشور روانه شده است. بگذریم که اینترنت خود دریایی از این گونه ی جوان پسند ایرانی ست ! 

هم اکنون بیش از نیمی از خودروهای تهران که رانندگان زیر پنجاه سال دارند ، به طور مستمر گوش به موسیقی زیرزمینی می سپارند. این درصد در شیراز ، اصفهان ، مشهد ، تبریز ، اهواز ، اراک بی گمان کمتر از یک سوم نیست. هر چند در شهرستان هایی هم چون خرم آباد ، بروجرد ، بروجن ، شهرکرد ، و مانند آن ها هنوز این درصد از بیست درصد فراتر نرفته است ، اما درون مایه ی شورشی و فرآیند شادی بخش موسیقی زیرزمینی تهران جلسی با شتابی فراوان می رود تا از کرانه ی دریای مازندران تا آب های خلیج پارس را فرا گرفته و نقش چیره و یگانه ای در گذار تاریخی اجتماع عقب مانده ی ایرانی از « لذت گریزی ( Anhedonism ) » به  « خوشی گرایی ( Hedonism ) » ایفا نمایند.

 

رضایا ؛ خواننده ی دلبند جوانان و نوجوانان ایران امروز

 

این نوشته ادامه دارد ...................... 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:2  توسط دکتر بهنام اوحدی 

 

فلاکت

 

در میان ما ایرانیان دانش ستیز ، اندیشه گریز و کتاب نخوان ، دگرگونی های بزرگ اجتماعی و فرهنگی اغلب از شیوه های دیگری جز کتاب سرچشمه گرفته است؛ این در حالی ست که بیشترین ممیزی و سخت گیری درباره ی انتشار کتاب انجام می شود. و پس از آن ، درباره ی روزنامه ها و مجلات.

هر چند باید اذعان نمود که روزنامه ها و مجلات در ایران به طور نسبی با پذیرش رو به رو شده و می شوند ، اما هم اکنون این دو - و به ویژه مجلات روشنفکر مآبانه چندان فرهنگ ساز و دگرگونی آفرین نیستند.

ارتباط روشنفکران و شبه روشنفکران زنده با توده ی اجتماع به گونه ای ژرف و جدی گسسته شده است؛ تا آن جا که نقش آن ها در پدید آوردن دگرگونی های بنیادین فرهنگی - اجتماعی به کمترین اندازه ی ممکن از پس از انقلاب مشروطه تا کنون رسیده است. احزاب سیاسی نیز نقش شان به کمترین اندازه ی ممکن در سال های پس از دهه ی هفتاد رسیده است و همه ی حزب ها و گروه های سیاسی با کمترین پذیرش و اعتماد از سوی توده ی اجتماع رو به رو هستند.

امروزه دگرگونی های ژرف و سترگ فرهنگی - اجتماعی از سرچشمه های زیر زمینی دیگری جز کانون ها و انجمن های فرهنگی - اجتماعی رخ می دهند.

 

نقش بنیادین موسیقی زیرزمینی در ایران زمین

 

این نوشته ادامه دارد ............  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 12:24  توسط دکتر بهنام اوحدی