تبليغاتX
یک سکسولوژیست

یک سکسولوژیست

آنیما ، آنیموس و ما ایرانیان

 

 

تمایلات و رفتارهای همجنس گرایی از زمان های کهن در فرهنگ ها و جوامع گوناگون وجود داشته است. این گونه گرایش جنسی در سنگ تراشه های باز مانده از دوران باستان دیده می شود.هر چند این شیوه ی گرایش و رفتار جنسی همواره از سوی ادیان و مذاهب الهی و حتا بیشتر مکاتب و رویکردهای انسانی مورد نکوهش و سرزنش قرار گرفته است اما با این وجود همجنس گرایی در بسیاری از جوامع مدرن و اجتماعات سنتی پیش مدرن و عقب مانده حضوری پیدا و پنهان دارد.

از سال 1950 تا 1973 کمیته ی بهداشت روانی همجنس گرایی را یک اختلال روانی بر می شمرد اما در سال 1973 انجمن روان پزشکی آمریکا همجنس گرایی را به عنوان یک طبقهی تشخیصی کنار گذاشت و در سال 1980 آن را از DSM  حذف نمود.در 1992 سازمان بهداشت جهانی (WHO) تغییر مشابهی را در ICD  پدید آورد امروزه ازدواج با همجنس در بلژیک و هلند قانونی شده و حمایت های مدنی شناخته شده ی دیگری در برخی ایالت های آمریکا- کبک- کرواسی- دانمارک- فرانسه- آلمان- مجارستان- ایسلند- نروژ- پرتغال- سوئد- سویس به تصویب رسیده است هم چنین مزایایی برای یاران هم جنس گرا در کشورهای آرژانتین- استرالیا- برزیل- کانادا- کلمبیا- کاستاریکا- اسرائیل- ایتالیا- نیوزیلند- افریقای جنوبی و اسپانیا در نظر گرفته شده است.

 در دهمین تجدید نظر طبقه بندی آماری و بین المللی بیماری ها و مشکلات وابسته(ICD 10)  آمده است: گرایش جنسی به تنهایی یک اختلال محسوب نمی شود.امروزه  در کشورهای بالا همجنس گرایی سبک دیگری از زندگی بر شمرده شده و به آن به گونه ی یک  variation  و نه deviation نگریسته می شود ، هر چند این باور مورد تآیید همه ی روان پزشکان و روان کاوان نیست.بسیاری براین باورند که نرمالیتی هوموسکسوالیتی زیر فشار کنگره های این کشورها رخ داده و اقدامی اجتماعی و سیاسی بوده است. به نظر می رسد مسئله ی اصلی ابراز ونه وجود همجنس گرایی است . آلفرد کینزی در سال 1948 میزان بروز همجنس گرایی را ده درصد در مردان و پنج درصد در زنان گزارش نمود او هم چنین بیان کرد که نیمی از پسران و سی و هفت در صد کل مصاحبه شوندگان پیش از بلوغ و یا ذر هنگام آن گونه ای از تجربه ی جنسی با همجنس که بیشتر جنبه ی تفتیش و کنجکاوی داشته و بدون کشش عاطفی نیرومند است –ذاشته اند.

بر طبق نظرات سایکودینامیک همجنس گرایی بر آمد ایست در رشد روانی- جنسی سال های نخست زندگی است که موقعیت های سبب سازاین گونه گرایش و رفتار در مردان شامل

 ۱- تثبیت در وابستگی عاطفی شدید به مادر

  ۲-نبود نقش پدری موثر

  ۳- مهار رشد مردانگی از سوی والدین (به ویژه مادر)

  ۴- تثبیت یا پسرفت در مرحلهی خود شیفتگی رشد

 ۵- باخت در رقابت با برادران و خواهران

فروید باور داشت همجنس گرایی در زنان به دلیل حل نشدن حسرت آلت و تعارضات اودیپال است .

او همجنس گرایی را به دلیل مختل نشدن کارکردهای فرد و رشد هوشی فرهنگی – اخلاقی بالای همجنس گرایان و نداستن انحراف جدی دیگری از بهنجاری یک اختلال روانی بر نمی شمرد.

چهل و شش درصد مردان همجنس گرا  در کودکی نسبت به بازی های دخترانه و سی و هفد درصد آنها نسبت به پوشیدن لباسهای زنانه دلبستگی داشته اند.در نظریه های سایکو دینامیک نوین چنین بیان می شود که مردان همجنس گرا خیال پردازی های مربوط به همجنس را در سنین سه تا پنج سالگی شرح داده اند که بیشتر دور محور پدر یا جانشین او بوده است.برخی صفات زنانه نیز ممکن است بر اثر همانندسازی با مادر یا جانشین او پدید آید.این ویژگی ها به عنوان راهی برای جلب توجه و محبت پدر رخ می دهد .

در زنان همجنس گرا نیز دختر بچه وابستگی نخستین خود به مادر به عنوان شیئی محبوب را از دست نمی دهد و جستجو برای آن را در بزرگسالی ادامه می دهد.

همجنس گرایان – به ویژه در اجتماعات سنتی پیش مدرن - منحرف جنسی پنداشته شده و از سوی دیگران پذیرفته نمی شوند. پدر و مادراين افراد نيز دچار احساس گناه و عذاب وجدان ژرف و پايداري مي‌شوند كه آن ها را مانند فرزندان شان مستعد ابتلا به انواع اختلالات رواني مي ‌كند. در حالي كه به تازگي بر جنبه های زيست شناختي عوامل اتيولوژيك اين گونه گرایش جنسی  پاي فشاري بيشتري مي‌شود و دركتاب هاي روان پزشكي، نورولوژي و سكسولوژي تفاوت آناتوميك مغز افراد همجنس گرا با افراد دگر جنس گرا و از جمله كوچك تر بودن هسته‌هاي هيپوتالاموس مغز اين افراد نسبت به افراد دگر جنس خواه  بيان شده است.نیز اندازه ی هورمون های مردانه ی مردان همجنس گرا کمتر از مردان دگرجنس گرا گزارش شده است.ممکن است کمبود این هورمون ها در دوران جنینی یا نبود حساسیت بافتی نسبت به آن ها سبب تکامل ناکافی مغز همجنس گرایان در جهت دستیابی به ویژگی های مغز مردانه و گرایش جنسی مردان به مردان شود.این مردان قاطعیت و پرخاشگری کمتری نسبت به مردان معمول اجتماع دارند.همین طور دخترانی نیز که در دوران جنینی در برخورد با مقادیر زیاد آندروژن بوده اند به طور معمول در سنین پیش از بلوغ پرخاشگرترند.

مطالعات ژنتیک نشان داده است که میزان بروز همزمان همجنس گرایی در دوقلوهای تک تخمکی بیشتر از دوقلوهای دو تخمکی است که نشان از یک استعداد زنتیکی و ارثی زمینه ای دارد.همجنس گرایی در مردان توزیع خانوادگی دارد. هر چند ممکن است این گرایش سبب ناراحتي و رنج چشمگير باليني فرد و حتا اطرفيانش نشده و در كاركردهاي شغلي، تحصيلي، اجتماعي ، آمیزشی و روابط بين فردي او تخريب شديدي پديد نیاورد در عمل بسياري از جوانان و به ویژه میان سالان و سالمندان دچار همجنس گرایی، منزوي و گوشه گير شده و در روبه رو شدن با اجتماع پيرامون دچار تضاد و تناقض مي‌شوند تا جايي كه در موارد بسياري فرد عملاً از خانواده و دوستان و آشنايان جدا شده و در اجتماع براي يافتن همدردان مشابه خود و زيستن با آنان سرگردان و گاه از خانه  فراري مي‌شوند. در اين مسير ،مخاطرات  فراواني امنيت و سلامت جسمي و رواني آن ها را تهديد مي‌نمايند كه اغفال، اعمال زور جنسي و تجاوز جنسي از جمله ی آن‌ها هستند.

شمار قابل توجهي از مبتلايان دچار اختلالات خلقي (افسردگي)، اختلالات اضطرابي، سؤ مصرف و وابستگي به مواد و افكار خودكشي و اقدام به آن مي‌شود. اين عواقب در جوامعي كه ديد علمي به روز و واقع‌بينانه ی  روان‌شناختي نفوذ اندكي دارد، شايع‌تر و شديدتر است. هر چند عواقب انساني ناگوار و فاجعه آميز و دردناك به دليل شيوع به نسبت اندك اين گرایش در نظر اول چندان مهم و قابل تامل به چشم نمي‌آيد.

هر چند ممکن است این گرایش سبب ناراحتي و رنج چشمگير باليني فرد و حتا اطرفيانش نشده و در كاركردهاي شغلي، تحصيلي، اجتماعي ،آمیزشی و روابط بين فردي او تخريب شديدي پديد نیاورد ، در عمل بسياري از جوانان و به ویژه میان سالان و سالمندان  دچار همجنس گرایی، منزوي و گوشه گير شده و در روبه رو شدن با اجتماع پيرامون دچار تضاد و تناقض مي‌شوند تا جايي كه در موارد بسياري فرد عملاً از خانواده و دوستان و آشنايان جدا شده و در اجتماع براي يافتن همدردان مشابه خود و زيستن با آنان سرگردان و گاه از خانه  فراري مي‌شوند. در اين مسير ،مخاطرات  فراواني امنيت و سلامت جسمي و رواني آنها را تهديد مي‌نمايند كه اغفال، اعمال زور جنسي و تجاوز جنسي از جمله ی آن‌ها هستند.شمار قابل توجهي از مبتلايان دچار اختلالات خلقي (افسردگي)، اختلالات اضطرابي، سؤ مصرف و وابستگي به مواد و افكار خودكشي و اقدام به آن مي‌شود. اين عواقب در جوامعي كه ديد علمي به روز و واقع‌بينانة روان‌شناختي نفوذ اندكي دارد، شايع‌تر و شديدتر است. هر چند عواقب انساني ناگوار و فاجعه آميز و دردناك به دليل شيوع به نسبت اندك اين گرایش در نظر اول چندان مهم و قابل تامل به چشم نمي‌آيد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 20:27  توسط دکتر بهنام اوحدی